خبر

«عمارت شترگلو»در پیچ و خم

مزایده تغییر کاربری و مرمت عمارت تاریخی شترگلو به زمانی موکول شد که اداره کل میراث فرهنگی کرمان و صندوق احیای آثار به توافق برای واگذاری کل مجموعه عمارت و چهار خانه اطرافش برسند.

Continue reading

روایت‌گر بزرگ مردم عادی

درباره ‌استادم باستانی‌ پاریزی؛ روایت‌گر بزرگ مردم عادی
مجید تفرشی (تاریخ‌نگار و سندپژوه مستقل در آرشیو ملی بریتانیا)
۳۵ سال از نخستین باری که کتابی را از محمدابراهیم باستانی ‌پاریزی در دست گرفتم و خواندم و ۲۶ سال از نخستین باری که در مهر ۱۳۶۴ در کلاس درس گروه تاریخ دانشگاه در کلاس درس باستانی ‌پاریزی حاضر شدم، می‌گذرد. به نظرم درس تاریخ محلی یا جغرافیای تاریخی بود. آن روز برای من که اتفاقی، از سر تفنن و بر اساس فال و قرعه انتخاب رشته کنکور، وارد عرصه تاریخ نشده بودم و تا‌‌ همان موقع هم سابقه تالیف و نگارش داشتم، اتفاقی بس مهم و روز از یاد نرفتنی‌ای بود. هنوز بعد از گذشت بیش از یک ربع قرن، شیرینی آن روز از کامم بیرون نرفته است.

دو نکته از آن نخستین کلاس درس هنوز در ذهنم برق می‌زند. آن روز باستانی با صراحت و ملاحت به آن جماعت دانشجوی پرشور و بعضا مدعی گفت: «به شما بگویم که توقع نداشته باشید که همه شما از این کلاس مورخ و محقق خارج شوید. اگر در بین شما دو، سه نفر مثل اقبال آشتیانی و امثال او یافت و پرورانده شوند ما به مرادمان رسیده‌ایم. بقیه شما هم اگر کارمند و مدیر و سبزی‌فروش و کاسب و خانه‌دار موفقی شوید ما را بس.» نکته دیگری که باستانی در آن کلاس نخست به ما گفت این بود: «اگر آمده‌اید که با تاریخ خواندن در دانشگاه تهران مورخ و نویسنده ‌شوید، ول معطلید. اینجا محلی است برای آشنایی با مقدمات کار و تلنگرهای اولیه. باقیش بر عهده خودتان است و جنم و همت شما.»

برخی از همکلاسی‌های ما در آن زمان با انتقاد از باستانی که در کلاسش آرام و شمرده سخن می‌گفت و روایت می‌کرد، به‌غلط تصور می‌کردند که وظیفه استاد این است که در مدت کوتاه یک ساعت و نیم حضورش در کلاس درس همانند قرص و آمپول عمل کرده و علوم اولین و آخرین را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به جان و روان دانشجو وارد کند. حال آنکه باستانی و فرهیختگانی مانند او وظیفه‌شان بازخوانی و روخوانی تحقیقات خودشان و دیگران در کلاس درس نبود. نکاتی که باستانی در کلاس درس ارایه می‌کرد شاید برخی از نظر کمی به نظر نمی‌آمد، ولی از نظر کیفی و محتوایی فرازهای هوشمندانه‌ای بود که از نظر من عصاره و چکیده دانش و تجربه علمی و همچنین خوشه‌ای سخاوتمندانه از زندگی، زمانه و کارنامه او بود که از ساعت‌ها روخوانی و جزوه‌نویسی مرسوم در کلاس‌های دانشگاه پربار‌تر بود و دانشجوی مستعد و کوشمند و باسواد را به اندیشه و تحقیقی ژرف‌تر رهنمون می‌کرد. خوب یادم می‌آید که در آن زمان، عده‌ای از دانشجویان – و حتی استادان- با نیش و کنایه می‌گفتند که باستانی ‌پاریزی مورخ جدی نیست و اغلب به موضوعات کم‌اهمیتی مثل زندگی مردم عادی، ولایات دورافتاده و خانواده‌های کم‌اهمیت می‌پردازد که در تاریخ جایگاه مهمی ندارند. من در آن زمان به لحاظ غریزی و کمی تجربه متوجه بی‌پایه بودن این دیدگاه و ارزش انکار‌نشدنی پژوهش‌ها و آثار امثال باستانی‌ پاریزی بودم ولی چند سالی طول کشید تا به‌طور اساسی و علمی به اهمیت واقعی و جایگاه کم‌نظیر استادم پی ببرم.
در طول چند سالی که از نزدیک با موسسات دانشگاهی و آرشیوهای اسناد تاریخی در غرب و به خصوص بریتانیا همکاری و مراوده دارم، دریافته‌ام که سه عرصه تاریخ خانواده‌ها، تاریخ محلی و تاریخ مردم چه جایگاه ویژه‌ و بی‌بدیلی در مطالعات تاریخی در جهان دارد. این ارزش‌گذاری از دو وجه قابل تامل است. از یک سو بدون بررسی دقیق مسایل مختلف ولایات مختلف و تحولات محلی، پژوهش در تاریخ خانواده‌ها و زندگی مردمان، به خصوص لایه‌های زیرین جامعه هرگز نمی‌توان به درستی و کمال تاریخ یک ملت را نوشت. دیگر آنکه مطالعات تاریخ محلی، تاریخ خانواده‌ها و تاریخ مردم پل ارتباطی است بین تاریخ‌نگاری حرفه‌ای و مخاطبان عام و راه نجاتی است برای رهانیدن تاریخ از رشته‌ای خاص برای مخاطب خاص. اکنون مطالعات تاریخ محلی، خانواده‌ها و مردم از جایگاه ویژه، فاخر و غیرقابل انکاری در عرصه تاریخ‌نگاری در جهان برخوردار است. در ایران نیز، به خصوص در سال‌های اخیر، به تدریج این قبیل تحقیقات، ارزش و جایگاه خود را بازیافته است. این البته پیامد و نتیجه تلاش‌های بی‌دریغ و بی‌ادعای باستانی ‌پاریزی به‌عنوان پیشاهنگ این قبیل مطالعات در ایران و جهان فارسی‌زبان است. برای نمونه و برای نشان دادن حوزه پژوهش‌های باستانی ‌پاریزی، بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده، در آرشیو ملی بریتانیا، که یکی از بزرگترین و پرمراجعه‌ترین آرشیوهای جهان است، حدود دو سوم مراجعه‌کنندگان، کسانی هستند که در پی تحقیقات مطالعات محلی و خانواده‌ها هستند و دیگر محققان اعم از پژوهشگران تاریخ سیاسی و دیپلماسی و دیگر رشته‌ها جمعا یک سوم مراجعان به این آرشیو را تشکیل می‌دهند. متاسفانه در ایران عده‌ای تصور کرده‌اند که تاریخ‌نویسی برای مردم و مخاطب عام لزوما به منزله سخیف‌نویسی و تاریخ‌نگاری کم‌ارزش و کم‌محتوا یا رونویسی از کار دیگران است. حال آنکه هنر و مهارت باستانی‌ پاریزی در آن است که بدون کاستن از ارزش و وزن علمی و پژوهشی اورژینال بودن کارش، با درآمیختن تاریخ با حکایات جذاب، آموزنده و خواندنی، به تعبیر خاص خودش: «تاریخ تلخ را با شیر و شکر بیامیزد و به کام مردم شیرین کند.»

یکی دیگر از نکاتی که از باستانی‌ پاریزی و آثار او آموختم، توجه به مدیران میانه و محلی و ارزش آنان در شناخت تحولات تاریخی است. ما در ایران غالبا به زندگی شاهان و وزیران و حداکثر نمایندگان مجلس توجه داریم. توجه خاص باستانی ‌پاریزی به زندگی افراد کمتر شناخته‌شده یا در تاریخ مورد توجه قرار گرفته نشده بسیار ستودنی و مرجعی مهم است. این اهمیت آنجا بیشتر نمایان می‌شود که توجه داشته باشیم که اطلاعات ما از مسوولان محلی و مدیران میانه ایران بسیار کم است و بانک اطلاعاتی جدی و منبع قابل اعتماد یکپارچه‌ای در ایران در این‌باره وجود ندارد. یکی دیگر از نکاتی که از استادم باستانی ‌پاریزی آموختم و امیدوارم هرگز از یاد نبرم، مساله بررسی اشتباهات توسط خود پژوهشگر و به تعبیر خاص باستانی «خودمشت و مالی» است. عرصه پژوهش‌های تخصصی و به خصوص تاریخی، گاهی حس ناپسندی را به آدمی القا می‌کند که از انتقاد سالم دیگران آزرده شود و خود نیز به بازنگری و اصلاح اشتباهاتش دست نزند. باستانی از نخستین کسانی در ایران بود که با شهامت با اذعان به این اصل بدیهی که انسان جایز‌الخطا و بلکه واجب‌الخطا است، شجاعانه، بیش از دیگران و پیش از دیگران به اشتباهات و سهویات نوشته‌های خود توجه کرده است.

دیگر نکته‌ای که از باستانی باید یاد کنم اصطلاح مشهور او درباره «آرشیو و مارشیو» است. باستانی به من یاد داده این است که آرشیو به معنای محلی برای حفظ و طبقه‌بندی و ارایه اسناد به علاقه‌مندان و پژوهشگران است. در واقع اهمیت و کمال یک آرشیو به باز بودن در آن به روی محققان است. اگر چنین نباشد باید به آن مرکز به جای آرشیو عنوان مارشیو داد که در واقع گنجی است که ماری بر سر آن نشسته و مانع استفاده عمومی از آن می‌شود و بود و نبود آن یکسان است.

آخرین نکته‌ای که از استادم محمدابراهیم باستانی ‌پاریزی به یادگار دارم این است که برخلاف توهم عوام و حتی برخی از کوته‌اندیشان عرصه تاریخ‌نگاری، اسناد تاریخی، چه منتشر شده و چه منتشر نشده، اوراق یکبار مصرفی نیستند که با استفاده یک محقق یا حتی انتشار کامل آن‌ها از اعتبار ساقط شوند و دیگر به درد کس دیگری نخورند. باستانی معتقد است که ده‌ها و صد‌ها نفر می‌توانند روی یک سند تاریخی کار کرده و تحقیقات و نظرات متفاوتی را بر اساس آن سند انجام دهند. چنان که خود باستانی در آثار مختلفش با مهارت و استادی مفاهیم و مطالبی را از منابع و اسناد بیرون کشیده و عرضه کرده که چندین محقق قبل از او که بر روی همین منبع کار کرده بودند به آن توجهی نکرده بودند. روزنامه شرق/

مطالعات تاریخ ایران

دومین همایش علمی مطالعات تاریخ ایران با گرامی داشت یاد دکتر علیرضا شاپور شهبازی در فارس برگزار می شود.

همایش باستان شناسی جنوب شرق ایران

دومین همایش بین المللی باستان شناسی جنوب شرق با همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور، پژوهشکده باستان شناسی کشور، دانشگاه زابل، دانشگاه تهران، دفتر همکاری های علمی و بین المللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، بنیاد ایران‌شناسی، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، سیویلیکا، موزه ملّی ایران، انجمن علمی باستان‌شناسی ایران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب استان کرمان شروع به دریافت مقاله کرد.
واپسین زمان ارسال مقاله: ۱۵ شهریور ۱۳۹۶

خواجو و خواجه

 خواجوی کرمانی با برخی از شاعران مشهور قرن هشتم همچون عبید زاکانی، سلمان ساوجی و خواجه حافظ شیرازی دیدار کرده است و غزل‌های نابی سروده که برخی از آنان در ردیف بهترین غزل‌های فارسی است.

Continue reading

با میراث «شهریار» چه کردیم؟

«شهریار عدل خدمات ارزنده‌ای به میراث فرهنگی داشته، به حق است تا هرکس آنچه در توان دارد را برای زنده نگه داشتن نام و یاد او و به سرانجام رساندن پروژه‌های نیمه تمامش انجام دهد.»

به گزارش ایسنا، ثبت جهانی “آلبوم‌خانه” کاخ گلستان، کار روی لایه‌های باستانی بم، ثبت‌جهانی بخشی از محوطه‌ی گسترده خلیج‌فارس، حفاری “سنگر غربی ارگ بم” با هدف کشف بندری باستانی، و حتی پژوهش و بررسی روی مجموعه کاخ گلستان در دربار قاجار فقط بخش بسیار کوچکی از خواسته‌ها و آرزوهای شهریار عدل‌ بودند، آن‌هایی که او آرزو داشت در کنار دیگر پژوهش‌هایش در صورت امکان سامان‌دهی کند.

شهریار عدل، صبح روز ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، در سن ۷۲ سالگی در فرانسه درگذشت و یک هفته بعد، در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد و در کنار همه یادواره‌هایی که برایش برگزار کردند، سید محمد بهشتی، مهدی حجت و حتی برخی همکاران خارجی او در روز تشییع پیکرش از اهالی این حوزه یک خواسته داشتند؛ «همه کسانی که فکر می‌کنند بدهکارِ شهریار عدل هستند و دِینی از او به گردن دارند، باید برای تکمیل پروژه‌های عدل کمک کنند و برای تداوم حیاتِ علمی شهریار و آنچه او به آنها عشق می‌ورزید تلاش کنند.»

«همه کسانی که فکر می‌کنند بدهکارِ شهریار عدل هستند و دِینی از او به گردن دارند، باید برای تکمیل پروژه‌های عدل کمک کنند و برای تداوم حیاتِ علمی شهریار و آنچه او به آنها عشق می‌ورزید تلاش کنند.»نوک پیکان این خواسته در وهله اول متوجه متولیان میراث فرهنگی – از معاونت میراث تا پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و ایکوموس ایران – بود. در همان روزها ایکوموس ایران «مهناز گرجی» را به عنوان جانشین مرحوم پروفسور شهریار عدل انتخاب کرد.

اما سازمان میراث فرهنگی و مسئولانش که در زمان تشییع او ساعت‌ها حرف برای گفتن داشتند، در طول دو سال گذشته که از درگذشت وی می‌گذرد، چه کردند؟ از برگزار نشدن حتی یک مراسم کوچک در حد یادبود برای او در ۳۱ خرداد امسال از سوی میراث‌فرهنگی که بگذریم، دو نفر از مسئولان این سازمان به این پرسش ایسنا پاسخ می‌دهند.

درخواست انتقال مطالعات و پژوهش‌های “عدل” از فرانسه به ایران

حمیده چوبک، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در این‌باره به ایسنا می‌گوید: از جمله پروژه‌های علمی و مطالعاتی که شهریار عدل در زمان حیاتش در دست انجام داشت، مطالعه بر روی «لایه‌های باستانی بم» بود که پس از فوت او، امروز توسط یک گروه دیگر در دست مطالعه و بررسی است.

امیدواریم بتوانیم اسناد و مدارکی را که در حال حاضر نزد همسر «عدل» در پاریس است به زودی جمع‌آوری و به عنوان یک گنجینه مطالعاتی بسیار ارزنده منتشر کنیم. چوبک در ادامه با بیان این که مرحوم “عدل” قبل از انقلاب پروژه‌ی مطالعاتی «ری باستان» را در دست کار داشت، ادامه می‌دهد: از او خواسته بودیم تا این پروژه را بار دیگر احیاء کند، چون ری یکی از محوطه‌هایی است که به واسطه قرار گرفتن شهر در آن، در معرض تهدید قرار گرفته و دخل و تصرف‌های زیادی روی آن شده است، اما متاسفانه این کار نیز انجام نشد. با این وجود امیدواریم بتوانیم با حضور کسی که رابطه نزدیکی از نظر کاری با وی داشته باشد، دوباره آن را آغاز کنیم.

رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی به اسناد، مدارک و مطالعاتی شهریار عدل در فرانسه – محل زندگی وی – نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: امیدواریم بتوانیم اسناد و مدارکی که در حال حاضر نزد همسر او در پاریس است را به‌زودی جمع آوری و به عنوان یک گنجینه مطالعاتی بسیار ارزنده منتشر کنیم. آن‌ها متعلق به سراسر ایرانِ فرهنگی هستند که باید با سپردن کار به یک شخص دارای صلاحیت، متولی پیدا کند و بتوانیم روی آن کار کنیم.

وی به صحبت‌هایی که در این زمینه با خانواده «عدل» انجام شده اشاره و بیان می‌کند: آن‌ها باید در این زمینه تصمیم بگیرند، پس از درگذشت وی، به واسطه نداشتن شرایط روحی مناسب این قضیه دیگر پیگیری نشد، اما امیدواریم که امروز بتوانند در این رابطه تصمیم بگیرند تا این مطالعات و مدارک توسط افراد دارای صلاحیت جمع‌آوری، بررسی و منتشر شوند.

وی همچنین درباره وضعیت خانه شهریار عدل، اظهار می‌کند: مایل هستیم که خانه را خریداری و با عنوان مرکز فرهنگی ثبت کنیم. حتی در گفت‌وگو با برادر وی، او نسبت به این کار متمایل بود، در حال حاضر امیدواریم اداره کل میراث فرهنگی استان در این زمینه پیش قدم شود.

مایل هستیم خانه «عدل» را خریداری و به عنوان مرکز فرهنگی ثبت کنیم. برادر او نیز نسبت به این کار متمایل بود؛ امیدواریم اداره‌کل میراث فرهنگی استان در این زمینه پیش قدم شودواگذاری پروژه‌های نیمه‌تمام «عدل» به افراد با صلاحیت

سید محمد بهشتی، رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا می‌گوید: پروژه‌های نیمه‌ تمامی از پژوهش‌ها و اقدامات مختلفی که شهریار عدل تا امروز انجام داده وجود دارند که باید به سرانجام برسند.

او با اشاره به اعلام آمادگی پژوهشگاه میراث فرهنگی از زمان درگذشت عدل، به خانواده، شاگردان و نزدیکان او که به آرای وی نزدیک بودند، گفت: به آن‌ها اعلام کردیم در صورت تمایل، پروژه‌های نیمه‌تمام او را در دست بگیرند، اما هنوز از طرف آنها اتفاقی نیفتاده است. ما در پژوهشگاه میراث فرهنگی آماده پشتیبانی از این پروژه‌ها هستیم. معتقدیم کسانی باید آغازگر این قضیه باشند که به او نزدیکی بیشتری داشته‌اند و در جریان کارهای پژوهشی او بوده‌اند، تا بتوانیم به درستی مسیر را همان طور که مرحوم عدل تعقیب می‌کرد، ادامه دهیم.

او اضافه می‌کند: شهریار عدل خدمات ارزنده‌ای به میراث فرهنگی داشته است، به حق است تا هر کس آنچه را که در توان دارد برای زنده نگه داشتن نام و یاد او و به سرانجام رساندن پروژه‌های نیمه تمامش انجام دهد.

رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین درباره اسناد و مدارک موجود از شهریار عدل در منزلش در پاریس می‌گوید: اگر خانواده‌ی وی اجازه دهند، ما نیز کاملا آماده‌ایم تا اسناد و مدارک مطالعات و تحقیقات او را به ایران منتقل و روی آن‌ها کار کنیم.

افراد دارای صلاحیت که همکار شهریار عدل بوده‌اند یاتحقیقات‌شان هم‌راستا با عملکرد اوست، اگراعلام امادگی کنند پروژه‌های نیمه تمام عدل را به ان‌ها می‌سپاریم، تا بتوانیم نام و یاد او را زنده نگه داریوی می‌افزاید: آنچه به لحاظ اطلاعات علمی مربوط به شهریار عدل است، به خصوص اسناد و تحقیقات او در پاریس، بسیار راحت در دسترس‌اند، به ویژه برای کسانی که قصد انجام کارهای پژوهشی دارند.

«بهشتی» همچنین درباره‌ی آخرین وضعیت خانه شهریار عدل در خیابان سمیه بیان می‌کند: قصد داشتیم تا منزل مسکونی او در تهران را به یک موزه یا بنیاد پژوهشی که موزه نیز جزوی از آن باشد، تبدیل کنیم. برادر وی نیز به این کار ابراز علاقه کرد، حتی در صحبتی که با سازمان زیباسازی داشتیم نیز آنها مصوب کردند که این کار انجام شود.

او با بیان این که یک مساله در این زمینه وجود دارد، اضافه می‌کند: چون فرزند او به عنوان وارث هنوز به سن قانونی نرسیده و در حال حاضر دارایی‌هایش در اختیار اداره سرپرستی است، بنابراین تا زمانی که او به سن قانونی برای تصمیم‌گیری در این زمینه نرسد، نمی‌توان کاری انجام داد.

کاربری خانه شهریار عدل و ورثه کار را عقب انداخت

عیسی علیزاده، رئیس سازمان زیباسازی شهرداری تهران، نیز که پس از درگذشت شهریار عدل یکی از پایه‌های تبدیل خانه این باستان‌شناس وپژوهشگر به بنیادی فرهنگی بود، به ایسنا می‌گوید: هر چند صحبت‌هایی شد تا سازمان زیباسازی در این زمینه وارد شود، اما به دو دلیل با مالکان خانه شهریار عدل به نتیجه نرسیدیم.

او نخستین بحث را ورثه می‌داند و ادامه می‌دهد: برای تملک خانه باید همه ورثه رضایت می‌دادند، از سوی دیگر کاربری مشخص نبود و در این زمینه نیز باید به نتیجه می‌رسیدیم، اما چون نتیجه‌ای به دست نیامد و در اعتبار در این مدت به پایان رسید، دیگر امکان پیگیری نداشتیم.

وی می‌افزاید: اما اگر مالکان تمایل داشته باشند و اقدام کنند، می‌توانیم برای دومین بار وارد این قضیه شویم.

به گزارش ایسنا، از زمان در گذشت «شهریار عدل» یعنی در طول دو سال گذشته، حرف‌های زیادی در وصف هر چه که او در طول عمر کاری‌اش برای تاریخ و فرهنگ ایران انجام داد به زبان آمد، اما به قول سید محمد بهشتی آیا هیچ فکر کردیم که «میراث او (شهریار عدل) برای ما چیست؟»

«شهریار عدل» فقط باستان‌شناس یا پژوهشگر تاریخ نبود، «میراث فرهنگی» عشق و زندگی او بود و حالا دو سال بعد از رفتنش، در این میان درس‌ها و برنامه‌های ناتمامی که از او به یادگار مانده، پیگیریِ تلاش‌ها و به ثمر رساندن مطالعات او از سوی اهالی میراث فرهنگی بیشتر به یک وظیفه می‌ماند، وظیفه‌ای بزرگ که همه به آن واقف شده‌اند.

جایزه بنیاد موقوفات افشار به «ژیلبر لازار» رسید

بیست و چهارمین جایزه ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به «ژیلبر لازار» ایران‌شناس فرانسوی اهدا می‌شود.

به گزارش ایسنا، هیأت گزینش جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشــار یزدی بیســت و چهارمین جایزه ادبی و تاریخی خود را به ایران‌شناس فرانسوی، ژیلبر لازار تقدیم خواهد کرد. این جایزه که شامل یک لوح، یک نشان و یک قالی دستباف نائین زیوریافته با نام لازار است، ۱۳ تیر معادل ۴ ژوئیه در خانه فرهنگ در پاریس- فرانسه ( Centre culturel d’Iran, N ۶, Rue Jean Bart, Paris, ۷۵۰۰۶) به دست رئیس شورای تولیت بنیاد موقوفات افشار، دکتر سیدمصطفی محقق داماد، به لازار اهدا خواهد شد.

لازار از دانشمندانی است که عمر خود را صرف تحقیق درباره زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کرده است. به همین مناسبت سال گذ شته فرهنگستان زبان و ادب فار سی نیز او را به عنوان عضو افتخاری خود برگزید. برخی آثار لازار عبارت‌اند از: زبان کهن‌ترین متون نثر فارسی، دستور زبان فارسی معاصر، فرهنگ فارسی- فرانسه، شکل‌گیری زبان فارسی، اشعار پراکنده قدیمی‌ترین شعرای فارسی‌زبان از حنظله بادغیسی تا دقیقی، بررسی وزن شعر ایرانی، ترجمه فرانسوی برگزیده رباعیات خیام و گزیدهای از غزل‌های حافظ.

سال گذشته این جایزه به شاعر پرآوازه ایرانی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) اهدا شد. از دیگر دانشمندانی که تاکنون این جایزه را دریافت کرده‌اند می‌توان به ریچارد فرای، شارل هانری دو فوشه کور، برت فراگنر، آنجلو میکله پیه مونتسه، سیدمحمد دبیرسیاقی، غلامحسین یوسفی، منوچهر ستوده و عبدالحسین زرین‌کوب اشاره کرد. اعضای هیات گزینش کتاب و جایزه دکتر محمود افشار عبارت‌اند از: دکتر سیدمصطفی محقق داماد، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دکتر ژاله آموزگار، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر محمود امیدسالار، دکتر فتح االله مجتبایی، دکتر حسن انوری و کاوه بیات.